نیروانای نارس

|من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست/توهم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی|

نیروانای نارس

|من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست/توهم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی|

نیروانای نارس

:)
نیروانا: عمق آرامش ذهن و پاکی مطلق ،بعدی از زندگانی خالی از زمان و مکان.




دازاین: آنجا بودن.
شاید از اینرو که دازاین کاملاً بی‌بهره از فهم پیشاپیشی و یقینی‌ِ هستی‌شناسانه‌ای است که بتواند پاسخ‌گوی این «جا»یی که از آن آمده‌ایم و بدان می‌رویم، باشد.



همایونی انگار مقاله نوشته تعریف مفاهیم میکنه .:/ اینجا هم کارکردی نداره جز بلغور روزنوشت هایی که اون بیرون بهتره گوشی خرج شنیدنش نشه از فرط استخفاف و چرندی ولی خب باس گفت محض ادامه ی حیات مثلا.






آخرین مطالب

به فرزندان خود خیانت نکنیم!!

سه شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۱۷ ق.ظ

از این حرف هاکه بگذریم،درواقع  شبیه احوال پرسی و گپ و گفت با جمعی از آدم فضایی ها بود..

آدم فضایی هایی که دور آخرین فرد مجرد فامیل حلقه میبندند،با چشم های درشتِ خط کشی شده و صورت های رنگارنگشان زل میزنند به او و حرف های عجیب و غریب میزنند،بهَم نگاه میکنند و دندان هایشان را نشان میدهند و در آن حین صدایی شبیه به صدای خنده ی ما زمینی ها درمی آورند.(مسئله غربت است شاید هم من فضایی ام و آنها زمینی!)
.................
اینکه دخترانمان را از زمان بیرون آمدن از رحم تا 18..19 سالگی فقط و فقط در راستا و برای ازدواج پرورش دهیم(در حدی که به دختر 7ساله میگه دخترم سفره رو اینطوری پاک نکن شوهرت روز اول برت میگردونه خونه و قاه قاه میخنده،یا میگه چارقد سرت کن شوهرت با خدا باشه ایشالا!درس بخون پس فردا از خواهر شوهر ها کمتر نباشی و و و ..از شنیدنشان قلب آدم به درد میاد)،بطوری که دخترِ(انِ) مذکور خدا را هم برای تحقق امر ازدواج بپرستند و پس از فرستاده شدن به خانه ی شوهر،دختر و خانواده سرخوش از انجام موفقیت آمیزعملیات 18ساله ی "پروراندن و به خانه ی بخت روانه نمودن"و احساس سعادت سر از پا نشناسند...دختر نهایتا چند سالی در خانه ی نه چندان محقری که پر شده از وسایل بی مصرفی که تنها جهت بستن دهان مردم پدرِ پدر خانواده را در آورده است،روز ها را با آشپزی و سریال های ترکی و آرایشگاه و شب ها را با پارک یا مهمانی ها پر میکند.
هررر روز و هر شب...کم کم میبیند رویای روز های طفولیت،نونهالی،نوجوانی و جوانیش مثل آدامسی بود که بسته به کیفیتش چند ماه یا چند سال شیرین بود و الان...
ماجرا خیلی جای مثال و توضیح دارد ولی روانی آرام تر از روان آشفته ی من بهنگام یادآوری این زخم میخواهد....بنظرم دردناک ترین نقطه ی این ماجرا دروغیست که هرکدام ازین شخصیت ها به خود میگویند و در منجلاب این روزمرگیِ به غایت بی کیفیت غرق تر میشوند...تا جایی که با این حال و روزشان خیال میکنند دختری که برای مادر شدن و همسر شدن تربیت نشده ولی همیشه دغدغه ی انسان بهتر و مفید بودن داشته و هرکاری کرده و میکند در راستای تحقق همین امر بوده و هست به آنها حسادت میورزد و جهت آرام کردن گره های درون و بیرونشان وی را به باد تمسخر میگیرند...


+وقتی داشتم حرف هایی شبیه;تهران چه خبر همونجا ی شوهر پیدا کن(آرایه ادبی:کنایه ازینکه واسه درس اونجا نیستی:))..یا هنوزم باشگاه میری؟از ملق زدن خسته نشدی؟شنیدم داری میری فرانسه تو بری فرانسه فرانسه کجا بره..بابات فکر کرده تو پسری؟...من فقط لبخند زدم و توی دلم فکر کردم اگر روزی بفهمند با این تربیت و جهان بینی که بهشون اراِیه شده و اونها چشم بسته پیروی کردن حق زندگی ازشون گرفته شده..میتونن خود و خانوادشون رو بابت این خیانت ببخشن؟

  • دازاین

نظرات (۶)

great...
bale moteasefane tedade ziyadi dar gharne hazer hanooz hamintoran..
پاسخ:
بدبختانه...
من چندان درمورد زندگی دخترها نمیدونم 
اما واسه یه پسر هیچوقت ازدواج رو تا یه سنی حداقل بیست سالگی مطرح هم نمیکنن که یهو هوس نکنه :/

جامعه مون کم مشکل نداره واقعا. منشا همشونم خانواده ها
پاسخ:
آره پسرها هم ی سری مشکل دیگ دارن که دقیق نمیدونم ولی حداقل پسری که توی خانواده سنتی بزرگ میشه بخاطر روابط گسترده تر خارج از خونه و و و خیلی بیشتر و بهتر از دختر اون خانواده خودش و دنیای اطرافش رو میشناسه و حق انتخابِ زندگی داره...
آره...اکثرشون..-__-
متاسفانه یا بدبختانه این از وضعیت به غایت داغون فرهنگی مون میاد و با ظهور مدرنیته شکل متحجرانه و پیچیده تری به خودش گرفته!!!
و زجر آورتر اینکه خود زن ها و دختر بیشتر و شدیدتر از جنس مخالفشون  این طرز تفکر رو پذیرفتند و بهش دامن میزنن.. 
پاسخ:
بله..دقیقا با ترکیب شدن با مدرنیته چندگانگی ها و آنومی که بوجود میاد شدت میگیره همه چیز بطور ناقص دگرگون میشه...
دقیقا...
با در نظر گرفتن این جمله ی حکیمانه میشل دو مونتینی رای میدم به  مظلوم بودن، معصومیت و بی گناهی دختر ها

"اگر زن‌ ها رسوم و قوانین جامعه را زیر پا می‌ گذارند چندان هم گناهکار نیستند زیرا که این قوانین را مردان نوشته‌ اند."
پاسخ:
این بخشی از ماجرا هست ولی تمامش نیست..نمیشه قدرت اختیار و تعقل رو کاملا 0 در نظر گرفت!
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی, عشق داند که در این دایره سرگردانند!
پاسخ:
#حافظ
:)
بعد برای نگه داشتن همون شوهر با چنگو دندون، به انواع و اقسام عمل های زیبایی و پروتز ها متوسل شن..
پاسخ:
اوهوم...و دیگه حل میشن..هیچ چیز از انسانیت و شخصیتی که شاید قبل تر بوده یا حداقل امکان جوونه زدنش وجود داشته نمیمونه..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی